شمارهٔ ۱۸ - و له ایضا

غزلیات

تا دل خسته به دست سر زلفت دادم
کمر بندگی ات بسته ام و آزادم

آخر ای ماه پری‌چهره به فریادم رس
کز هوایت ز فلک می‌گذرد فریادم

گر کسی از غم هجران تو شادی طلبد
منم آن کس که به غم خوردن رویت شادم

بیستون ستمت را بکشم چون فرهاد
زآنکه بی شکر شیرین تو چون فرهادم

با وجود قد رعنای تو همچون سوسن
گر همه روی زمین سرو شوم آزادم

پیش از آب و گل خود در ازل از لوح قضا
ابجد عشق تو آموخته از استادم

با وجود رخ چون آتش و آب خط تو
بر سر خاک دوان بی سر و پا چون بادم

طالعم از مه روی تو چو حیدر نبود
تا من از مادر فطرت به چه طالع زادم؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}