شمارهٔ ۳۹ - و له ایضا

غزلیات

به طرّهٔ طیرهٔ مشکی، به چهره غیرت ماه
که‌ای، چه‌ای، چه کسی؟ لا اله الا الله

تو نور چشم منی زآن سبب که در شب و روز
ندیده دیدهٔ من بی‌رخت سفید و سیاه

بر آنکه در نظر عاشقان کنی گذری
بود ز هر طرفی صدهزار دیده به راه

چو زلف چون رسنت عاشقان به بند کشد
درافکند به زنخ صد هزار خسته به چاه

گرم به دست کرم چون قبا به برگیری
شوم ز خلق جهان سرفراز همچو کلاه

به حضرتت چو غلامان به خدمت آمده‌ام
ولی عجب ز گدا گر رسد به حضرت شاه

ز روی کار بخواهم شد و نخواهی کرد
به روی کار من زار دل‌شکسته نگاه

ندارد از مه روی تو طالعی حیدر
چه طالع است مرا؟ لا اله الا الله!‏

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}