شمارهٔ ۵۵ - و له ایضا

غزلیات

به حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
به اشک دیدهٔ خونین کنم نگار انگشت

بگفتم از لب شیرین مرا بده کامی
نهاد بر لب شیرین آبدار انگشت

محقق از خط ریحان یار رشک برد
در آن زمان که نویسد خط غبار انگشت

از آن زمان که تو از دست من به در رفتی
همی‌گزیم به دندان هزار بار انگشت

اگر چنان که تو با ما بدین نسق باشی
برآوریم ز دستت به زینهار انگشت

چو گویم اشهد ان لا اله الا الله
برآوریم به پیش تو آشکار انگشت

ز حیدر- ای صنم!- ار خرده‌ای پدید آمد
به حرف او منه- ای سرو گل عذار!- انگشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}