شمارهٔ ۶۳ - و له ایضا

غزلیات

نیست در عالم کسی همتای تو
من بنازم پیش سر تا پای تو

راحت جانی و نور دیده ای
لاجرم در دیده کردم جای تو

شور در فرهاد مسکین افکند
پسته ی شیرین شکرخای تو

از هوا چون گل دریدم پیرهن
تا بدیدم نرگس شهلای تو

حالیا امروز جان می پرورم
بر امید وعده ی فردای تو

از بلا هرگز نپرهیزد دلم
کربلای من بود بالای تو

حیدر بیدل غزل گویی کند
همچو بلبل بر گل رعنای تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}