شمارهٔ ۷۶ - و له ایضا

غزلیات

من آن معشوق می‌خواهم که یار مهربان است او
چه جای جان شیرینم که شیرین‌تر ز جان است او

کنم در دیدگان جایش ببازم سر ز سودایش
بنازم پیش بالایش که چون سرو روان است او

ز رویش از قمر پرسم ز لعلش از شکر پرسم
ز کوهش از کمر پرسم که با وی در میان است او

اگر این لحظه جان من بخواهد خان و مان من
فدا بادش روان من که آرام روان است او

چو بر پشت سمند آید چو شمشاد بلند آید
به گیسو چون کمند آید به ابرو چون کمان است او

غلامش از دل و جانم مدامش مدح می‌خوانم
از آنش بنده فرمانم که سلطان جهان است او

الا ای سرو نسرین‌بر، سمن‌بوی پری‌پیکر!‏
بترس از نالهٔ حیدر که با آه و فغان است او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}