غزل شمارهٔ ۲

غزلیات

طبعِ تو دم‌ساز نیست عاشقِ دل‌سوز را
خویِ تو یاری‌گر است یارِ بدآموز را

دست‌خوشِ تو منم، دستِ جفا برگشای
بر دلِ من بَرگُمار تیرِ جگردوز را

از پیِ آن را که شب پردهٔ رازِ من است
خواهم کز دودِ دل پرده کنم روز را

لیک ز بیمِ رقیب وز پیِ نفیِ گمان
راهِ برون بسته‌ام، آهِ درون‌سوز را

دل چه شناسد که چیست قیمتِ سودایِ تو؟
قَدْر چه داند صدف دُرِّ شب‌افروز را؟

گر اثرِ رویِ تو، سویِ گلستان رسد
بادِ صبا رد کند تحفهٔ نوروز را

تا دلِ «خاقانی» است از تو همی نگذرد
بو که درآرد به مهر آن دلِ کین‌توز را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}