غزل شمارهٔ ۱۶

غزلیات

به یکی نامهٔ خودم دریاب
به دو انگشت کاغذم دریاب

به فراقی که سوزدم کشتی
به پیامی که سازدم دریاب

درد من بر طبیب عرض مکن
تو مسیح منی خودم دریاب

کارم از دست شد ز دست فراق
دست در دامنت زدم دریاب

من از خیره‌کُشِ فراق هنوز
دیَت وصل نسْتدم دریاب

الله الله که از عذاب سفر
به علی‌الله درآمدم دریاب

دردمندم ز نقل خانهٔ آب
به گلاب و طبرزدم دریاب

من که در یک دو نه سه چار یکی
بستهٔ ششدر آمدم دریاب

من که خاقانیم به دست عنا
چون خیال مشعبدم دریاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}