غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

عشاق بجز یارِ سرانداز نخواهند
خوبان بجز از عاشق جان‌باز نخواهند

تا عشق بود عقل روا نیست که مردان
در مملکت عاشقی انباز نخواهند

آنان که چو من بی‌پر و پروانهٔ عشقند
جز در حرم جانان پرواز نخواهند

بیداد از آن جزع جهان‌سوز نبینند
فریاد از آن لعل جهان‌ساز نخواهند

گر کشت مرا غمزهٔ غمازش زنهار
تا خونم از آن غمزهٔ غماز نخواهند

در مذهب عشاق چنان است شریعت
کآن را که بکشتند دیت باز نخواهند

بی‌عشق ز خاقانی چیزی نگشاید
بی‌ وصل گل از بلبل آواز نخواهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}