غزل شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

با یاد تو زهر بر شکر خندد
با روی تو شام بر سحر خندد

درماه نو از چه روی می‌خندی
کآن روی به آفتاب برخندد

عاشق همه زهر خندد از عشقت
گر عشق این است ازین بتر خندد

آنجا که تو تیر غمزه اندازی
آفاق بر آهنین سپر خندد

وآنجا که من از جگر کشم آهی
عشاق بر آتش سقر خندد

من در غم تو عقیق می‌گریم
دانم که عقیق تو شکر خندد

چون لعل تو بیند اشک خاقانی
از شرم چو گل به پوست درخندد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}