غزل شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

دل زخم تو را سپر ندارد
آماج تو جز جگر ندارد

شرط است که بر بساط عشقت
آن پای نهد که سر ندارد

وین طَرفه که در هوای وصلت
آن مرغ پرد که پر ندارد

عشق تو چو چنبر اجل شد
کس نه که بر او گذر ندارد

در درد توام، تو فارغ از من
کس دردی ازین بتر ندارد

خاقانی از آن توست دریاب
کو جز تو کسی دگر ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}