غزل شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

خار غم تو گل طرب دارد
دل در پی تو سر طلب دارد

مه حلقه به گوش تو نمی‌زیبد
ور حلقه به گوش تو لقب دارد

وصل تو و زحمت رقیبانت
نخلی است که خار با رطب دارد

می‌سوز مرا که خام کس باشد
کز آتش سوختن عجب دارد

هر کو ز حدیث درد من گوید
این عذر نهد که خواجه تب دارد

وآن کس که به تو رسد مرا گوید
کو مُهر تب تو زیر لب دارد

بس تاریک است روز خاقانی
مانا که ز زلف تو نسب دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}