غزل شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

آن کو چو تو دلربای دارد
بر فرق زمانه پای دارد

سخت آباد است خانهٔ حسن
تا روی تو کدخدای دارد

خوش عطاری است باد شب‌گیر
تا زلف تو مشک‌سای دارد

جان کز تو در این مقام دور است
آهنگِ دگر سرای دارد

هیهات که روی دل‌ربایت
با ما به وصال رای دارد

سلطان سعادت آنچنان نیست
که‌اندیشهٔ هر گدای دارد

خاقانی از آسمان گذشته است
تا خاک در تو جای دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}