غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

نام تو چون بر زبان می‌آیدم
آب حیوان در دهان می‌آیدم

تا لب من خاک‌بوس کوی توست
هر دم از لب بوی جان می‌آیدم

گر قدم بر آسمانم پیش تو
فرق سر بر آستان می‌آیدم

تا همایم خوانده‌ای در کام دل
هر نواله استخوان می‌آیدم

وارهان زین دام‌گاه غم مرا
کآرزوی آشیان می‌آیدم

مایه عشق توست چون او حاصل است
شاید ار عمری زیان می‌آیدم

در صف عشاق خاقانی منم
که‌اسب معنی زیر ران می‌آیدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}