غزل شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

ز باغت بجز بوی و رنگی نبینم
خود آن بوی را هم درنگی نبینم

زهی هم تو هم عشق تو باد و آتش
که خود در شما آب و سنگی نبینم

چه دریاست عشقت که هرچند در وی
صدف جویم الا نهنگی نبینم

همه خلق در بند بینم پس آخر
به همت یک آزاد رنگی نبینم

چو خاقانی از بهر صید دل خود
به از تیر مژگان خدنگی نبینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}