غزل شمارهٔ ۳۲۷

غزلیات

ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
خوش دلبری، ندانم جانان کیستی

بس نادره نگاری، بس بوالعجب بتی
ما را بگو که لعبت خندان کیستی

ای آنکه در صحیفهٔ حسن آیتی شدی
گوئی کز ایزد آمده در شان کیستی

ای تازه گلبنی که شکفتی به ماه دی
با این نسیم خوش ز گلستان کیستی

از کافری به سوی مسلمانی آمدی
اینجا برای غارت ایمان کیستی

جان‌ها در آرزوی تو می‌ بگسلد ز هم
چون گویمت که بستهٔ پیمان کیستی

دوش از برم برفتی و بر خوان نیامدی
امشب بگو کجائی و مهمان کیستی

خاقانی آن توست به هر موجبی که هست
معلوم کن ورا که تو خود زآن کیستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}