غزل شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

عالم افروز بهارا که تویی
لشکر آشوب سوارا که تویی

هم شکوفه‌یْ دل و هم میوهٔ جان
بوالعجب‌وار بهارا که تویی

اژدها زلفی و جادو مژگان
کافرا معجزه دارا که تویی

تو شکار من و من کشتهٔ تو
ناوک انداز شکارا که تویی

کار بر هم زده مردا که منم
زلف در هم شده یارا که تویی

زخم بگذاری و مرهم نکنی
سنگ‌دل زخم گذارا که تویی

کشتی‌ام موی نیازرده به سِحر
ساحر نادره کارا که تویی

سوختی سینهٔ خاقانی را
آتش انگیز نگارا که تویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}