خاقانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲
رباعیات
دل، سُغْبهیِ عشقِ توست، با تن مَسِتیز
اینک دل و تن، تو راست؛ با من مَسِتیز
بیدادِ تو ریخت خونم، انصاف بده!
ای دوست کش و غریب دشمن مَسِتیز
خاقانی
رباعیات
دل، سُغْبهیِ عشقِ توست، با تن مَسِتیز
اینک دل و تن، تو راست؛ با من مَسِتیز
بیدادِ تو ریخت خونم، انصاف بده!
ای دوست کش و غریب دشمن مَسِتیز
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}