شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل

قطعات

دی جدل با معطلی کردم
که ز توحید هیچ ساز نداشت

آستین فضول می‌افشاند
که ز ایمان بر او طراز نداشت

آخرش هم مصاف بشکستم
که سلاحی به جز مجاز نداشت

نیک دور از خدای بود ز من
بد او جز خدای باز نداشت

بی‌نیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}