شمارهٔ ۱۱۷

قطعات

دلت خاقانیا زخم فلک راست
که آن چوگان جز این گویی ندارد

ز جیب مه قواره‌ات زیبد از سحر
که بابل چون تو جادویی ندارد

ازین هر هفت کردهٔ هفت دختر
چو طبعت چرخ بانویی ندارد

خرد بوسد سر کلکت که چون او
عرابی نطق هندویی ندارد

به شروان گر کرم رنگی نمی‌داشت
به باب الباب هم بویی ندارد

به دامن گرچه دریا دارد اما
گریبانش نم جویی ندارد

چو کشتی شو عنان از پاردم ساز
ازین دریا که لولویی ندارد

ندارد موکبی کایام در وی
ردیف هر سگ آهویی ندارد

نگوئی کز چه معنی بشکنندت
که شمک آهو آهویی ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}