شمارهٔ ۱۵۶

قطعات

خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند

آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبهٔ نان همان کند

بس مور کو به بردن نان ریزه‌ای ز راه
پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند

آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند

از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز
جان را ز حرص در سر کار دهان کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}