غزل شماره ۲۷

غزلیات

سوگند به خالی ز رخت گشته پدید
سوگند به خطی که به گردش بدمید

سوگند به آن قامت چون سرو چمن
کاندر هوسش عمر به پایان برسید

سوگند به آن فتنه که چشمش گویند
و آنگاه قسم به آن هلال شب عید

سوگند به آن لعل لب و مایه جان
هر کس که بدبدش لب حسرت بگزید

سوگند به آن طره پرتاب و شکن
سوگند به آن غره میمون و سعید

خالد ز غمت گشته چنان زار و نزار
این بیت نکو صادق حالش گردید

تصحیف برادر پدر همدم اوست
تا بر رخ تو برادر مادر دید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}