غزل شماره ۳۲

غزلیات

بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
لاله زاری است پر از لاله عذاری که مپرس

گشته جان صید بت تازه شکاری که مگوی
شده دل بسته فتراک سواری که مپرس

تا غبار فتن انگیخته در دور قمر
از خطش ره به دل آورده غباری که مپرس

تا برون شد به سفر می کشد از قطره اشک
خون دل دم به دم از از دیده قطاری که مپرس

گو دگر میکده را در نگشاید خمار
که مرا هست از آن دیده خماری که مپرس

موسم تیر کنم گریه بحال بلبل
دارم از هجرت گل ناله زاری که مپرس

تا شد از خنده گل صحن گلستان خالی
سر فرو برده به دل چنگل خاری که مپرس

در نظم گهر اشک جدایی خالد
به هم آورده به امید نثاری که مپرس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}