غزل شماره ۴۸

غزلیات

جانا خدا گواست ز دوریت ققنسم
وقت است کآتشت برد از جای چون خسم

بی یاد رویت ار بزنم یک نفس، خدا
بندد چو مهره ششدر دور مسدسم

پرسش نکردیم توبه غفلت، گمان مبر
شرمنده تلطف آن روح اقدسم

من بی وفا و غافل و سرکشم نیم، ولی
حیران کار گنبد وچرخ مقرنسم

در روی دهر نیست زبان آوری چو من
تحریر مدعای ترا گنگ واخرسم

هر سو که بنگرم پی تسهیل مشکلی
عالم مساعد است و به کار تو بی کسم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}