غزل شماره ۵۳

غزلیات

ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه
از بهر خدا رحمی با این دل دیوانه

پروانه صفت مائیم بر گرد رخت دایر
وز سوز و گداز ما هیچت غم و پروا نه

آخر نگهی میکن بر حال من بیدل
چون گشت ز سودایت جان از همه بیگانه

تا دانه خالت را در رشته جان دیدم
ما را نبود کاری با سبحه صد دانه

وز عشق تو زآنسانم، رسوای جهان جانم
خوانند به دستانم در مسجد و میخانه

تسبیح ز کف دادم، زنار نبندم نیز
جز رشته گیسویت گر رندم و مردانه

گر باده به کف آری خالد تو نه هشیاری
تا پیش نظر داری آن نرگس مستانه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}