شمارهٔ ۸ - وله

المطائبات و المقطعات

گفت با من یکی ز فیروزان
که چه بودت ز آمدن مقصود

شهر بگذاشتی و بگذشتی
از مقامی که بود معدن جود

و امدی سوی محنت آبادی
که نباشد درو کرم موجود

این زمان با وجود حاکم ما
جود را نیست در زمانه وجود

سیم ویسه ست و شاه ما رامین
زر ایازست و میر ما محمود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}