شمارهٔ ۲۶ - وله

المطائبات و المقطعات

صدر بلند مرتبه یحیی که معطیی
مانند او ز مادر ارکان نزاده است

سقائی نشستگه او کنم بچشم
هرگه که بینمش که بپای ایستاده است

صدر از برای آن لقبش بر نهاده اند
کو سینه سالها بزمین بر نهاده است

رویش چو پشت دیک سیه گشته است ازان
کز کودکی همیشه برو در فتاده است

تمغای بنده گر نتواند که وا دهد
بروی گرفت نیست که بسیار داده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}