شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

صبح چون گلشن جمال تو دید
بر عروسان بوستان خندید

نام لعلت چو بر زبان راندم
از لبم آب زندگی بچکید

صبحدم حرز هفت هیکل چرخ
از سر مهر بر رخ تو دمید

مرغ جان در هوات پر می زد
بال زد وز پیت روان بپرید

هر که شد مشتری مهر رخت
خرمن مه به نیم جو نخرید

وانک چون دیده دید روی ترا
خویشتن را بهیچ روی ندید

سرمکش زانک از چمن بیرون
سرو تا سر کشید سر نکشید

در رهن خاک راه شد خواجو
لیک برگرد مرکبت نرسید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}