شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
بشکر خنده عقیقت شکر ناب شود

باش تا شمع خیال تو بهنگام صبوح
مجلس افروز سراپرده ی اصحاب شود

باش تا آهوی شیر افکن روبه بازت
همچو بخت من دلسوخته در خواب شود

باش تا آب حیاتی که خضر تشنه ی اوست
پیش سرچشمه ی نوشت ز حیا آب شود

باش تا از شب مه پوش قمر فرسایت
پرده ی ابر سیه مانع مهتاب شود

باش تا هر نفس از نکهت انفاس نسیم
حلقه ی زلف رسن تاب تو در تاب شود

باش تا از هوس ابروی و چشمت پیوست
زاهد گوشه نشین مست بمحراب شود

باش تا بیرخ گلگون و تن سیمینت
چشم صاحبنظران چشمه ی سیماب شود

باش تا در هوس لعل لبت خواجو را
درج خاطر همه پر لؤلؤی خوشاب شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}