شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
وانگه بهانه زلف و بنا گوش کرده اند

از پر دلی دو هندوی کافر نژادشان
با آفتاب دست در آغوش کرده اند

در تاب رفته اند و بر آشفته کز چه روی
تشبیه ما بسنبل مه پوش کرده اند

کردند ترک صحبت عهد قدیم را
معلوم می شود که فراموش کرده اند

هر شب مغنیان ضمیرم ز سوز عشق
بر قول بلبلان سحر گوش کرده اند

منعم مکن زباده که ارباب عقل را
از جام عشق واله و مدهوش کره اند

خواجو بنوش دُردی عشقش که عاشقان
خون خورده اند و نیش جفانوش کرده اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}