شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

گل نهالی ببوستان آورد
مرغ را باز در فغان آورد

سخنی بلبل از لبش می گفت
غنچه را آب در دهان آورد

نکهت نفحه ی شمامه ی صبح
مژده ی گل ببوستان آورد

دوستان را نسیم باد صبا
بوی انفاس دوستان آورد

نفس باد صبحدم چو مسیح
با تن خاک مرده جان آورد

هم عفا الله صبا که عاشق را
خبر یار مهربان آورد

درد خواجو بصبر به نشود
زانک با خویش از آن جهان آورد

لیک نومید نیست کاب حیات
از سیاهی برون توان آورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}