شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم

بتوکی توان رسیدن چو ز خویش رفتم
ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم

چه فروشی آب رویم که بملک عالم
نفروشم آرزویت که بجان خریدم

ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم
نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم

چه نکردم از وفا بتو میل کردم
چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم

که برد خبر بیارم که ز اشتیاقش
ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم

نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو
نتوان بشرح گفتن که چها کشیدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}