شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
مگر ز دست سمن عارضان پردستان

جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد
تو نیز کام دل از لذّت جهان بستان

کنونکه فصل بهاران رسید و موسم گل
خوشا نواحی یزد و نسیم اهرستان

چه نکهتست مگر بوی دوستانست این
چه منزلست مگر طرف بوستانست آن

منم جدا شده از یار و منقطع ز دیار
چو بلبلان چمن دور مانده از بستان

سفر گزیدم و بسیار خون دل خوردم
چو در مصیبت سهراب رستم دستان

باختیار کسی هرگز اختیار کند
جرون و تشنگی و باد گرم و تابستان

مکن ملامت خواجو که عاقلان نکنند
ز بیم حکم قضا اعتراض بر مستان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}