شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

ای ملک دلم خراب کرده
در کشتن من شتاب کرده

پیش لب لعلت آب حیوان
خود را ز خجالت آب کرده

رخساره ی لاله و سمن را
از سنبل تر نقاب کرده

جز زلف و رخت که دید روزی
شب سایه ی آفتاب کرده

پیرامن ماه خطّ سبزش
نقشیست ز مشک ناب کرده

جعد تو نسیم صبحدم را
سرمایه ی اضطراب کرده

خون جگرم بغمزه خورده
بنیاد دلم خراب کرده

ساقی غمت ز خون چشمم
می در قدح شراب کرده

بر آتش لعل آبدارت
خواجو دل و جان کباب کرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}