شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
زان پیش که برخیزد صد فتنه ز هر کویی

در باغ بتم باید کز پرده برون آید
ورنی به چه کار آید گل بی‌رخ گل‌رویی

آن موی‌میان کز مو بر موی کمر بندد
مویی و میان او فرقی نکند مویی

دل باز به جان آید کز وی خبری یابد
بلبل به فغان آید کز گل شنود بویی

آن سرو خرامانم هر لحظه به چشم آید
انصاف چه خوش باشد سروی به لب جویی

گر دست رسد خواجو برخیز چو سرمستان
با زلف چو چوگانش امروز بزن گویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}