شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
چشم تو مست خواب و تو مست و خراب می

فرخنده روز آنک بروی تو هر دمش
طالع شود ز مطلع جام آفتاب می

اکنون که باد صبح گشاید نقاب گل
آب فسرده را ز چه سازی نقاب می

تا کی کنم ز دیده ی می لعل در قدح
از گوهر قدح بنما لعل ناب می

حاجت بشمع نیست که بزم معاشران
روشن بود بتیره شب از ماهتاب می

هر چند گفته اند حکیمان که نافعست
محروریان آتش غم را لعاب می

ساقی ز دور ما قدحی چند در گذار
کز بسکه آتشست نداریم تاب می

چشمم نگر ز شوق تو قائم مقام جام
اشکم ببین ز لعل تو نایب مناب می

خواجو که هست بر در میخانه خاک راه
با او مگوی هیچ سخن جز ز باب می

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}