مخمس

سایر

دوش بر طرف چمن زمزمهٔ فاخته بود
قمری از پرده ی عشاق نوا ساخته بود

راستی سرو خرامان علم افراخته بود
بلبل دلشده آواز در انداخته بود

که سراپرده ی گل باز بصحرا زده اند

تو شکر خنده ی گل بین که بشیرین کاری
می کند لاله دلسوخته را دلداری

گر دل لاله و میل گل خندان داری
خیز کز برگ شقایق بچمن پنداری

تخت یاقوت برین طارم خضرا زده اند

چاک زد باد صبا پیرهن پاره ی گل
خون شد از زاری بلبل دل بیچاره ی گل

چشم نرگس بگشودند بنظّاره ی گل
تا برافروخته اند آتش رخساره ی گل

آتش اندر جگر لاله حمرا زده اند

بلبلان سحر از جام صبوحی مستند
می پرستان سحر خیز بمی بنشستند

توبه ی زاهد سجّاده نشین بشکستند
کوه را تا کمر از لاله ی حمرا بستند

طعنه بربند کمر ترکش جوزا زده اند

وقت آن شد که ز کاشانه ببستان پوئی
جام می نوشی و گل چینی و سنبل بوئی

همچو خواجو قدح و صحن گلستان جوئی
که بطرف چمن از لاله و ریحان گوئی

رقم از غالیه بر صفحه ی دیبا زده اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}