شمارهٔ ۱۸

غزلیات

حسن تو نهایت جمالست
لطف تو بغایت کمالست

با زلف تو هر که را سری هست
سر در قدم تو پایمالست

بی روی تو زندگی حرامست
وز دست تو جام می حلالست

باز آی که بی رخ تو ما را
از صحبت خویشتن ملالست

جانم که تذرو باغ عشقست
زین گونه شکسته پرّ و بالست

مرغ دل من هوا نگیرد
زانرو که چنین شکسته بالست

این نفحه ی روضه ی بهشتست
با نکهت گلشن وصالست

این خود چه شمامه ی شمیمست
وین خود چه شمایل شمالست

خواجو بلب تو آرزومند
چون تشنه به شربت زلالست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}