شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

چشمت دل پر ز تاب خواهد
مستست از آن کباب خواهد

کام دل من بجز لبت نیست
سرمست شراب ناب خواهد

از من همه رنگ زرد خواهی
آخر که زر از خراب خواهد

چشم توام اشک جوید از چشم
مخمور مدام آب خواهد

شد گریه و ناله مونس من
میخواره می و رباب خواهد

از روی تو دیده چون کند صبر
گازر همه آفتاب خواهد

از خواب نمی شکیبدت چشم
بیمار همیشه خواب خواهد

جان وصل تویی رقیب جوید
دل روی تو بی نقاب خواهد

چون خاک درش مقام خواجوست
دوری زوی از چه باب خواهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}