شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
جانم چو شمع از آتش دل درگذار بود

در انتظار صید تذرو وصال تو
چشمم ز شام تا بگه صبح باز بود

از من مپرس حال شب دیرپای هجر
از بهر آنک قصّه آن شب دراز بود

من در نیاز بودم و اصحاب در نماز
لیکن نیاز من همه عین نماز بود

می ساختم چو بربط و می سوختم چو عود
زیرا که چاره ی دل من سوز و ساز بود

ترک مراد چون ز کمال محبّتست
جم را گمان مبر که بخاتم نیاز بود

پیوسته با خیال حبیب حرم نشین
جان اویس بلبل بستان راز بود

خواجو کدام سلطنت از ملک هر دو کون
محمود را ورای وصال ایاز بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}