خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۵۸
رباعیات
با دل گفتم چو چشمم از خون دریاست
پیوسته بخون جگرم تشنه چراست
دل گفت چو خون چشمت اصلی گهرست
بر دیده بدارش که جگر گوشه ماست
خواجوی کرمانی
رباعیات
با دل گفتم چو چشمم از خون دریاست
پیوسته بخون جگرم تشنه چراست
دل گفت چو خون چشمت اصلی گهرست
بر دیده بدارش که جگر گوشه ماست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}