خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۷۳
رباعیات
گفتم جانم گفت بمیر ار مردی
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
گفتم چشمم گفت که بس بی آبی
گفتم نفسم گفت مکن دم سردی
خواجوی کرمانی
رباعیات
گفتم جانم گفت بمیر ار مردی
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
گفتم چشمم گفت که بس بی آبی
گفتم نفسم گفت مکن دم سردی
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}