شمارهٔ ۹

شوقیات

آخر ای یار فراموش مکن یاران را
دل سرگشته به دست آر جگرخواران را

عام را گر ندهی بار به خلوتگه خاص
ز آستان از چه کنی دور پرستاران را

وصل یوسف ندهد دست به صد جان عزیز
این چه سودای محال است خریداران را

گر نه یاری کند انفاس روان‌بخش نسیم
خبر از مقدم یاران که دهد یاران را

آنک چون بنده بهر موی اسیری دارد
کی رهایی دهد از بند گرفتاران را

دست در دامن تسلیم و رضا باید زد
اگر از پای درآرند گنهکاران را

روز باران نتوان بار سفر بست ولیک
پیش طوفان سرشکم چه محل باران را

دستگاهی‌ست پر از نافه آهوی تتار
حلقهٔ سنبل مشکین تو عطاران را

حال خواجو ز سر کوی خرابات بپرس
که نیابی به در صومعه خماران را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}