شمارهٔ ۱۹۲

شوقیات

در جهان وقف حریم حرم او کردیم
و اعتماد از دو جهان بر کرم او کردیم

چون خضر دست ز سرچشمه ی حیوان شستیم
تا تیمم بغبار قدم او کردیم

آنک از درد دل خسته دلان آگه نیست
ما دوای دل غمگین بغم او کردیم

بی عتا و الم نتوانیم نشست
زانک عادت بعنا و الم او کردیم

آن همه نامه نوشتیم و جوابی ننوشت
گوئیا عقد لسان قلم او کردیم

زان جفا جوی ستمگاره نداریم شکیب
گرچه جان در سر جور و ستم او کردیم

اگر از سکه ی او روی نتابیم مرنج
که فقیریم و طمع در درم او کردیم

پیش آن لعبت شیرین نفس از غایت شوق
جان بدادیم و تمنای دم او کردیم

یا رب آن خسرو خوبان جهان آگه بود
که چه فریاد بپای علم او کردیم

مردم دیده ی هندو وش دریائی را
خاک روب سر کوی خدم او کردیم

در دم صبح که خواجو ره مستان می زد
ای بسا ناله که بر زیر و بم او کردیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}