بخش ۳۸

سخنان پیر طریقت

پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم

رحمت خدای بر آن جوانمردان باد که کمر مجاهدت بر میان بستند و در میدان بندگی در صف خدمت بایستادند و قدم بر کل مراد خود نهادند و با خلق خدا به صلح و سازش ساختند و با نفس خود به جنگ برخاستند و به زبان حال گفتند:

با خود ز پی تو جنگ ها دارم من
صد گونه ز عشق رنگها دارم من

در عشق تو از ملامت بی خبران
بر جان و جگر خدنگها دارم من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}