خواجه عبدالله انصاری
شمارهٔ ۷۰
مناجات پیر انصار
الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم، خواست خواست تواست من چه خواهم
گر درد دهد بما و گر راحت دوست
از دوست هر آنچیز که آید نیکوست
ما را نبود نظر بخوبی و بدی
مقصود رضای او و خشنودی اوست
خواجه عبدالله انصاری
مناجات پیر انصار
الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم، خواست خواست تواست من چه خواهم
گر درد دهد بما و گر راحت دوست
از دوست هر آنچیز که آید نیکوست
ما را نبود نظر بخوبی و بدی
مقصود رضای او و خشنودی اوست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}