خواجه عبدالله انصاری
شمارهٔ ۱۸۸
مناجات پیر انصار
خداوندا سزد که اکنون سموم قهر از آن بازداری و کشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم، باز ناگاه نوری تابد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود
خواجه عبدالله انصاری
مناجات پیر انصار
خداوندا سزد که اکنون سموم قهر از آن بازداری و کشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم، باز ناگاه نوری تابد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}