شمارهٔ ۲۲۳

مناجات پیر انصار

الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم، در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زیانم، چون منی چون بود چنانم و از نگریستن در تاریکی بفغانم که بر هیچ چیز هست ماندانند چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم، چون من کیست که آنروز به ببینم ور به بینم فدائی آنم، الهی چون یتیم بی پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویشتن برتاوانم خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}