خواجه عبدالله انصاری
شمارهٔ ۲۵۷
مناجات پیر انصار
الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است، وگر جان در سر دوستی کرد شاید، که دوست را بجای جان است غرق شده آب نه بیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
خواجه عبدالله انصاری
مناجات پیر انصار
الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است، وگر جان در سر دوستی کرد شاید، که دوست را بجای جان است غرق شده آب نه بیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}