شمارهٔ ۹

غزلیات

زهی راست از تو همه کار ما
به هر حال لطفت نگهدار ما

به سودای زلف تو تا سوختیم
در آن حلقه گرم است بازار ما

گنه می کنیم و امید از تو این
که از ما نپرسی ز کردار ما

از آن دم که زلف تو از دست رفت
شد از دست سر رشتهٔ کار ما

چو گفتم خیالی چه مرغی است، گفت
یکی عندلیبی ز گلزار ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}