شمارهٔ ۱۶

غزلیات

عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
غم نصیب تست گفتم یا نصیب

ما به داغ سینه‌سوز خود خوشیم
تو مبر دردِ سرِ خویش ای طبیب

غم نباشد هیچ از این دوری اگر
وعدهٔ وصل تو باشد عنقریب

گر بپرسی از غریبان دور نیست
نبود از اصل کرم این‌ها غریب

با رخت دارد خیالی الفتی
قدر گل نیکو شناسد عندلیب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}